ذکریا عباسی فرد – مدتی است که نامهربان شده ایم،چرا؟! نمی دانم،درمدرسه ای که درس میخوانیم چندکتاب درسی جدیدهم به درسهای ما اضافه شده است!نامهربانی،دوگانگی،بی انصافی،خشونت، قهر،تفرقه،پرده دری،هتک حرمت و…حال یاآنکس که درس میدهد از ما نیست و یا ما که درس می خوانیم راه مدرسه را گم کرده ایم و طالب این گونه سرمشق ها شده ایم! به هر کوچه و خیابان که نگاه کنیم نام شهیدی بر آن نقش بسته است ، که یا برادر ماست یا پدرمان یا همسایه و یا همشهری و یا هموطنمان! هنوز کاوشگران دارند از دل زمین پیکر های پاک شهدا را می جویند و ما همه چیز را به دست فراموشی سپرده ایم! راستی اگر یک روز همین خانواده شهدا ، ما و شما را زیر سوال ببرند ، چه پاسخی برای گفتن داریم؟! صدای امام خمینی هنوز در فضای دور و بر ما جاریست ! یادتان و یادمان هست؟ کمتر سخنرانی ای از امام را سراغ دارم که ابتدا از وحدت نگفته باشند ، مدام وحدت و یکپارچگی را توصیه می کردند. رمز پیروزی ما وحدت بود و اگر قرار باشد که بمانیم و بخواهیم که بمانیم باید متحد باشیم باید یار هم باشیم و نه بار هم! امروز متاسفانه در استان ما برای یکسری عناوین و صندلی های بی ارزش به جان هم افتاده ایم! ناسزا ، تهمت و خشم به مسابقه گذاشته شده است. در میان این منازعات چه بی حرمتی ها که به یکدیگر صورت نمی گیرد؟! ناسزا و ناروا مثل نقل مشکل گشا خیرات می شود. شاید درست نباشد که بگویم : شقه شقه شده ایم و هرکدام روی آورده ایم به خود گردانی ، گفتن چنین حرفی نه در شان مسئولان و نه در شان مردم خوب و صادق استان ماست. اما من دوستم! و حرف آخر را میزنم ، که کمی به خود بیاییم، این دوگانگی و چند گانگی به نفع ما نیست ! ما امروز بیش از همه وقت به وحدت و همبستگی نیاز داریم، این صواب نیست که به پاس اختلاف نظرها ، یکدیگر را برانیم، “من بودن ها” و دیگران را هیچ انگاشتن ، ابتدا درز است ، سپس شکاف و بعد هم دره و به دنبال آن هم سقوط است و غلطیدن به ته دره! وقتی مجموعه ای که همگی کم یا زیاد برای خلق حماسه ۲۴ خرداد تلاش کرده اند و نقش داشته اند و امروز به عنوان یاران دولت تدبیر و امید روحانی در استان کرمانشاه با هم توافق ندارند و همدیگر را قبول ندارند چگونه از مردم توقع یکرنگی ، یکدلی و وحدت داریم! هر لحظه ای که سایتها و یا هر روزی که هفته نامه های محلی را باز میکنی مثل اینست که رفته باشی میدان جنگ ، صحبت از انتقاد و راهگشایی نیست که اگر باشد چه از این بهتر، صحبت از تسویه حسابهاست، و خراب کردن ها، که این راه هم بدون تعارف به ترکستان ختم میشود. باز هم تاکید میکنم همه دوستان کم یا زیاد در خلق حماسه و پیروزی دکتر حسسن روحانی در ۲۴ خرداد نقش داشته اند! یکشبه ورق برگشت آرای صندوقها غیر منتظره؛شد: روحانی! آنهم در حالیکه خیلی از مردم روحانی را نمی ششناختند ، حقیقت این است که نه سحر و نه جادویی در کار بود و نه تقلبی روی داده بود. مساله این بود که مردم میخواستند ثابت کنند که هستند! میخواستند بگویند که خودشان میخواهند مقدرات خود را رقم بزنند و برای اینکه این تصمیم و این حلاوت در ذائقه شان بماند بایستی دوستان وحدت داشته باشند، این مردم گناه دارند ، این مردم خیلی مخلص و پاک و از خود گذشته اند، لااقل به خاطر خدا هم شده به این مردم رحم کنیم. دود تمام این کشمکش ها ، توی چشم مردم می رود، همین آمار بالای گرانی ، فقر ، بیکاری و طلاق و اعتیاد موجود در جامعه ، آنها را بس است . حداقل امید به آینده بهتر را با این کشمکش ها از آنها دریغ نکنیم. باور کنید خیلی از اختلافات ما ، سوء تفاهمی بیش نیست ، تنگ نظری و کوته اندیشی را باید از میان خود برداریم و شعاع محدود دیدمان را رونق بخشیم. ما که نمی توانیم با خودمان کنار بیاییم چطور می خواهیم از مردم و حقوق شان دفاع کنیم؟! رمز و راز رای ما به روحانی در این بود که به جای قهر ، خشونت ، دشمنی ، لجاجت ، نامهربانی و …. در چهار سال آتی همه یکدل و یک زبان وحدت و همبستگی را تدریس کنیم! به جای سنگ اندازی به خودمان ، سنگ به گرده ی گرانی ، فقر ، بیکاری ، اعتیاد ، طلاق و هزاران مشکل و معضل اجتماعی دیگر بزنیم. اما چه کسی باید خودمان را آشتی دهد؟! ما که بدتر از حق و باطل رو در روی یکدیگر قرار گرفته ایم! آیا این امکان وجود ندارد که بیاییم و با هم آشتی کنیم؟! با هم مهربان شویم ! یک اختلاف نظر نیاز به این همه جدل ندارد! یک ذره گذشت میخواهد و فکر می کنم این گذشت در تک تک ماها باشد ، پس بیاییم این دوره را دوره ی آشتی همگانی استانی بنامیم ، قهر که نیستیم ولی با هم آشتی کنیم ، دست ها را بگذاریم در دست هم و بگوییم یا علی